تبليغاتX
نوشتنیها
می گه: عوض شدی!

 

عوضی اما نشدم....

 

ساده به دلم نیش می زند

ساده نگاهش می کنم

چشمانش به دنبال خاطرات سالیان گذشته می دود

اضطرابش قلبم را تکان می دهد....نه برای دلم

برای سادگیم!

و من هنوز چقدر ساده ه ام

چقدر احمقانه ساده ام....

+ نوشته شده در  85/06/25ساعت 15:12  توسط ندا | 
ندا انقده بزرگ شده که دیگه نمی تونه خودشو گول بزنه!!!!!!!
+ نوشته شده در  85/06/16ساعت 0:7  توسط ندا | 
شروع بازی من و خدا از اون سال عید بود.. اون وقتی که پای من لغزید و اون رنوی کوفتی خراب شد...بعد خدا هی منو چرخوند رو زمین تو هوا یه دفعه هم انداخت بالا ...تا اومدم به زمین برسم هزار تا چرخ خورده بودم...

امسال از عید خدا دوباره یاد بازی چرخ و فلک افتاده

اما

اینبار فقط فلک

+ نوشته شده در  85/06/11ساعت 1:26  توسط ندا |